طنز نزدیک به واقعیت زندگی یک سمپادی.....
مدرسه:شکنجه گاهی که بادوستان سهیم میشیم
کتاب های وزارتی(کتاب هایی که همه ی بچه ها میخونن):فوت آب.
امتحان:شما بگو چند کیلو لازم داری؟
وزن کیف:۱۰ کیلو.
وسایل کیف:۱۰ کتاب درسی و کمک درسی،یک جامدادی پر از مداد،یک عدد شکلات برای بالا بردن قند خون،دستمال کاغذی.
فعالیت ها:عضو گروه تئاتر،سرود و هلال احمر،شرکت در المپیادهای فیزیک ،ریاضی،علوم.
کابوس:کم آوردن ۴ صدم در معدل.
بیماری ها:دیسک کمر،آلزایمر،فشار عصبی،سر گیجه،تنگی نفس.
رشته تحصیلی:مهندسی سیم کشی موبایل و یا لوله کشی تلفن در قندیل آباد.
نتیجه:آخرش به جنون میرسه میگن از اول هم آدم بشو نبود!
زندگی دانش آموز متوسط مدرسه عادی
مدرسه:میریم خستگی درکنیم.
کتاب های وزراتی:نمیدونم چه اصراریه مطالب این کتاب ها رو سخت بدن!
امتحان:سخته ولی بی خیال بابا!
وزن کیف:زیر ۸۰۰ گرم.
وسایل کیف:۸ تا پوستر شاهرخ استخری و سیاوش خیرابی،موبایل،mp4 ،کتاب چگونه معلمان را ذله کنیم؟،یک عدد کتاب ریاضی که که بدبخت اون ته مچاله شده!
فعالیت ها:عضوی از کلاس و مدرسه.
کابوس:زیر۱۰ شدن معدل.
بیماری ها:عطسه های گاه و بیگاه موقع امتحان.
رشته تحصیلی:مهندسی معماری صنعتی شریف تهران.
نتیجه:آخرش در شغل و زندگی موفق میشه میگن از اول هم معلوم بود خوشبخته!
دوستان گل سمپادی مثل خودم بزن کفوبه افتخارش!!!
که آخر باید بریم طی کشی بیمارستان کشکول آباد...!!!